حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
185
تاريخ قم ( فارسي )
ابن عبّاس كه عبيد الله بن سليمان او را در سنهء اربع و ثمانين و مأتين [ 1 ] بجبل فرستاده است و او را فرموده است كه ابتدا باصفهان كند و دستورى كه يحيى بن هرثمه در سنهء ستّين و مائتين [ 2 ] بسته است باطل گرداند و دستورى ديگر ظاهر و روشن بحسب اقتضاى زمان و حال و وقت مجدّد و نو گرداند و ميان او و ميان اهل اصفهان مناظرات بسيار رفت و اهل اصفهان از گرانى ضرائب و وضايع اموال خراج چون مساحت كردند و به پيمودند تظلَّم نمودند و شكايت كردند از دور امر خراج و با سر گرفتن آن و تضعيف و زيادتى در آن و عاجز شدن ايشان از قيام بدانچ بر ايشان لازم و واجب شده از وظيفهء خراج با وجود اجتماع و اتّفاق مردم بر پاكيزگى و زيادتى و نشو و نمو زمينهاى اصفهان و بر آنك اراضى اصبهان بر اراضى سواد بصره و عراق كه مثل بديشان ميزنند در نشو و نمو و وفور ربع و كثرت ارتفاع و قوّت اسعار راجح و فايق و زياده و افزونند ، چون نامه بعلى بن عيسى رسيد او را از اين شغل عفو كرد و اين امر و شغل با خود گرفت و بر آن تدبير كرد و چنانچ روزگار اقتضاى آن ميكرد مقرّر گردانيد و دستور بست و چون على بن عيسى گفته باشد با وجود آنك روزگار امن و سلامت بوده و حمايت و رعايت سلطان در باب رعيت شامل بوده كه از پس حلوان تا جبل مساحت نمىپذيرد و استقامت ندارد زيرا كه زمينهاى آن در كوهها و رودخانه ها و دامان كوهها است و نى و ذراع بر آن واقع نميشوند و بر وجه تقدير و تخمين نميتوان دانست و هر انچ بدين مواضع بر سر كوهها رسته مىشود آب از عروق زمين ميكشد و چون آفتاب بر آن ميتابد سوخته مىشود و ريع و ارتفاع آن نقصان مىپذيرد و چنين گويند كه جسن تحتاخ [ 3 ] و او مردى شرير بوده است و ضايع نهاوند او نهاده است و گز آن ناقص گردانيد و در نقصان آن با ايشان ميل و حيف كرد و بر طسق زياده كرد و غايت و نهايت آن چهار درهم يا پنج درهم بود او بشش درهم و پنج دانگ درهمى برسانيد و اين گز خلاف گز وافره است كه آن را گز شاه اصفهانيه ميگويند و پس از آن صلح بن شيرزاد بنهاوند والى شد و حدودهاى آن از نواحى آن و نواحى كرج در هر ديه بعلَّت چراگاهها و علف زارها از براى دواب خلفا كه بشر امير بستده بودند قطع كرد و باز بريد و آن را حيازات نام نهاد و چون او را
--> [ 1 ] 284 هجرى ، [ 2 ] 260 ، [ 3 ] - خ ، ل : تختاخ ،